کنفرانس بين المللي وحدت اسلامي

 

حقوق بشراصلي ترين دغدغه جهان بشري

 

 

غلامرضا مدنيان

دکتر حسين آل کجباف

 

وکلي پايه يک دادگستري

مدرسين دانشگاه

 

دي  ماه 1384

 

aamadanyan@yahoo.com

     

Hossein_alekajbaf@yahoo.com

 

 

فهرست مطالب

 

مقدمه

     فصل اول : تلاشهي مصلحان واقدامات حقوق بشري

     فصل دوم: حقوق بشربين المللي يا ميراث مشترک جهاني

    فصل سوم: منابع بين المللي حقوق بشر

    فصل چهارم: پيشينه اصول وموازين بين المللي حقوق بشر

    فصل پنجم :بيانيه ها و رهنمودهي سازمان ملل متحد وديگر نهادها در رابطه با حقوق بشر

    فصل ششم:  گستره  شمول قانوني، اجريي وجغرافييي موازين حقوق بشري

     منابع وماخذ:

مقدمه

 

جوهره اصلى حقوق بشر پاسدارى از حيثيت انسانى است. هر انسانى فارغ از جنس، رنگ، نژاد، مذهب داراى حيثيت انسانى برابر با ديگر انسان ها است. برخوردارى از حيثيت و كرامت انسانى برابر، از اصول بنيادين حقوق بشر است كه در هيچ شرايطى تخصيص نمى پذيرد. بنابراين منشاء برخوردارى از حقوق برابر و يكسان، حيثيت انسانى برابر و يكسان است نه تعلق به جنس، نژاد، مذهب و يا حتى خط مشى سياسى غالب. لذا مهمترين چالش امروزين جهان مسئله توجه به مسائل حقوق بشر ومشکلات ناشي از نقض ين حقوق بنيادين توسط دولتها است به حدي که به جرات ميتوان ادعا کرد قرن حاضر دوره توجه به ين مقوله وتشکيل دولتهائي است که  حقوق بشر را در عمل بتوانند نهادينه کرده وضمانت اجري داخلي آن را تضمين کنند.

علي الاصول حق حيات و حرمت بشري پيگاه و خاستگاه حقوق بشري است که مطالعات جامعه شناختي و تاريخ اجتماعي جوامع بشري بر آن صحه مي گذارد. ين بررسي‌ها حاکي است ارتباط ، انسجام و وحدت زمينه هي گوناگون حقوق بشر مانند حق حيات چنان دقيق، متقابل و همه جانبه است که تجاوز به آن در يک زمينه، به معني تجاوز به همه ين حقوق اعم از سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي است.

لذا با عنيت به اهميت روز افزون ين حقوق واذعان به ين امر که مباحث حقوق بين الملل عموما گريش شديدي به توجه به محوريت اشخاص در مقولات بين الملل يافته واخيرا تميلات بسياري در راستي طرح  مسائل حقوق بشري در عرصه جهاني ملاحظه مي شود، پرداختن به ين مهم از ضروريات غير قابل انکار مي نميد .در مقاله حاضر به تلاشهي مصلحان وانديشمندان درباره پرداختن به مسائل گوناگون حقوق بشري و  تدوين و بروز يک رشته جديد بنام حقوق بشربين المللي يا ميراث مشترک جهاني در عرصه حقوق بين الملل کنوني اشاره مي شود وبه منابع بين المللي حقوق بشر وپيشينه اصول وموازين بين المللي حقوق بشروبيانيه ها و رهنمودهي سازمان ملل متحد وديگر نهادها در رابطه با حقوق بشرونيزگستره  شمول قانوني، اجريي وجغرافييي موازين حقوق بشري اشاره خواهد شد .اميد که مقبول نظر انديشمندان ودوستداران ين رشته مهم قرار گرفته ونگارندگان را از راهنمييهي گرانقدر خود بي نصيب نگذارند. 

 

فصل اول : تلاشهي مصلحان واقدامات حقوق بشري

حقوق بشر و ارتقا کرامت فردي و جمعي انسانها همواره از دغدغه‌هي بشر تاکنون بوده است . همچنين  در راستي کرامت انساني وحقوق بشر  تا کنون تلاشهي بيشماري در شرق وغرب عالم بري احيي حقوق از دست رفته انسانهي تحت ستم به منصه ظهور رسيده که ين تلاشها در جلوه هي گوناگوني متبلور شده است ،  اگر متفکران مشرق زمين در زمينه ماهيت حقيقت وروح بشر وسجيي معنوي ووظيف اخلاقي بشر آثار گرانبهيي از خود به جي گذارده اند دانشمندان مغرب زمين نيز در پيديش نظريه هيي در باب روابط حکومت ومردم نقش مهمي را يفا کرده اند .تاريخ تمدن بشر شاهد کوششهي پيامبران ،فلاسفه ومتفکرين وسير بشر دوستان بري اعتلي حقوق وآزاديهي  بشري است . منشور حمورابي که تدوين آن به سه هزار سال قبل از اسلام برميگردد، بري تنظيم روابط شهروندان ونيز حقوق بيگانگان به وضع مقرراتي مبادرت نموده است ،همچنين منشور کورش کبير به پاره ي از موازيني که امروزه به عنوان حقوق بشر ناميده ميشوند، داري اشارات صريحي است، ين ضوابط شامل آزادي عقيده وبيان وحقوق اقليتها مي باشد .

همچنين رسالت انبيا و پيامبران بزرگ در طول حيات بشر همواره بر ين اصل استوار بوده تاعلاوه بر اعتلي کلمه توحيد شريط رشد فکري را به مرتبه ي برساند تاافراد بتوانند با همزيستي مسالمت آميز بدون ظلم وجور حاکمان سنمگر زندگي خويش را در مساوات و برابري  به سر منزل مقصود برساند.

 نيز نگاه کوتاهي به زندگي پيامبر گرامي اسلام گويي آن است که آن حضرت بري دفاع از حقوق بيگانگان در عنفوان جواني همراه با سير جوانمردان عرب پيمان حلف الفضول را تهيه ، تدوين واجرا وحميت فرمود  و دين مبين اسلام را به عنوان ديني که در آن ملاک پيشرفت و امتياز فقط تقوا و نيکوکاري است معرفي فرمود.

 اکثر اعلاميه ها واسناد مربوط به حميت از حقوق اساسي بشر هر چند  داري قدرت اجريي نشده اند ودر عمل دچار فراز ونشيب فراواني گشته اند اما از اواخر قرن هيجدهم به بعد در حقوق اساسي وسير قوانين کشور هي نيمکره غربي ميتوان زمينه هي اجري آنها را جستجو نمود. ين تلاشها در سراسر حيات بشري مانع از بروز نابرابري وستم نگرديده وجنگهي بيشماري که مترادف با نقض حقوق بنيادين بشر شده مصلحان معاصر را در تکميل اقدامات گذشته بر آن داشت که ين مباحث را به عنوان محوري ترين موضوعي که قابليت توجه واهتمام دارد در موازين بين المللي و اعلاميه هي جهاني دنبال نميند و اقدامات سازمانهي بين المللي  را با وضع قواعد و مقررات بين‌المللي  بري پاسخگويي به ين نياز ضروري پيگيري نميند.

 

 

فصل دوم: حقوق بشربين المللي يا ميراث مشترک جهاني

تحولات اروپيي حقوق بشر با تحولات فکري عصر رنسانس رخ داد. حکيت پر طرفدار حقوق بشر معمولا" امروزه  از اعلاميه جهاني حقوق بشر و موارد مندرج در آن آغاز مي‌شود. اما اگر منظر نگاه خود را وسيع تر از ين اعلاميه فراتر ببريم ملاحظه مي نمائيم که شعاع حرکت به گذشته هي دور معطوف است وامروزه مقوله به بحث جامع و پيداري تبديل گشته ويکي از رشته هي حقوق بين‌الملل گشته است که داري تعريف علمي وآکادميک است.                                                                                                                              

حقوق بين‌الملل بشر از منظر پرفسور بادوان عبارت است از:" مجموعه امتيازاتي که با توجه به شان ومقام انساني شکل گرفته وفلسفه وجودي آن اعتلي منزلت ين حقوق بوده تا با رعيت موازين آن در سراسر جهان همه افراد به صورتي يکسان از ين امتيازات بهره مندگردند. "

در تعريف ديگري حقوق بين‌الملل بشر  عبارت است از: 

 "مجموعه قواعد حقوق بين‌الملل که موجد حقوق وامتيازاتي بري همه انسانها در سطح جهاني ومنطقه ي است . ين نظام حقوقي ،متضمن يک سلسله قواعد حميتي از حقوق وآزاديهي افراد وگروههي انساني در سطح بين‌المللي است وهدف حقوق بين‌الملل بشرحميت بين‌المللي عام يا خاص از  حقوق بشردر قلمرو جهاني ومنطقه ي مي باشد ."

امروزه با تحول در مفهوم حقوق بشر ين حقوق به عنوان "ميراث مشترک جهاني "شناخته شده است وحتي آن را" حقوق بين‌الملل کرامت انساني "  ناميده اند.                                                                                                                                                                               

در ساختار حقوق بين‌الملل حميت از حقوق بشر و تدوين و اجري ين حقوق به دولت‌ها سپرده شده است و با توجه به برخورد حاکميت دولت‌ها با حقوق بشر روند حرکت در ين زمينه روندي  کند، گزينشي ويک جانبه گريانه  بوده  ومتاسفانه ين دغدغه مهم به عنوان ابزاري بري رسيدن به مطامع سياسي قدرتهي بزرگ قرار گرفته است.

ترديدي نيست که نفس حقوق بشر مقدم بر قانون است و مي بيست از طريق اجري قانون حميت شود.

 اما از آنجاکه دولتهي حاکم از يک سو واضع قواعد و مقررات بين‌المللي حقوق بشر و از سوي ديگر تابع قوانين آن شناخته مي‌شوند و بيد روند اجري مقررات آن را به اراده خود تعيين کنند، شاهدتفسيرهي گوناگون وناسازگار در مفاهيم حميت از حقوق بشر و حاکميت دولتها در مقوله حقوق بين‌الملل هستيم.  بديهي است زبان حقوق بشر علي الاصول تا زماني که در يک چارچوب الزام آور تدوين وبه تصويب نرسيده باشد  زباني اخلاقي است وفاقد ضمانت اجري حقوقي محسوب مي گردد،ولي بيد قبول نمود که در حال حاضر ودر عرصه کنوني حقوق بين‌الملل حقوق بشر مفهومي قانوني است که تضمين کننده استقلال و آزادي فردي فارغ از نژاد و فرهنگ و يين است.

 

فصل سوم: منابع بين المللي حقوق بشر

الف)مقررات ومصوبات مجامع بين المللي همانند سازمان ملل متحد درباره حقوق بشر

ب) حقوق عرفي وموازين مسلم حقوق بين الملل عمومي

ج)اصول کلي علم حقوق

د)تصميمات ورويه هي مجامع قانوني حقوق بشري

ه) تصميمات ورويه هي قضيي محاکم بين المللي وديوان هي خاص قضيي

و)دکترين ها وآموزه هي دانشمندان علم حقوق

 

فصل چهارم: پيشينه اصول وموازين بين المللي حقوق بشر

از ابتدي پيديش سازمان ملل متحد در ۱۹۴۵، جامعه بين‌المللي گامهي مهم بيشماري در جهت يجاد دنييي با تمامي حقوق بشر بري همگان برداشته است. اسناد بين‌المللي حقوق بشر در حدي است که بعضي از انديشمندان ين فن همانند پروفسور روپوئي (پري ماري) معتقدند که امروزه ين مقوله با تورم هنجارها مواجه شده ،ووجود بيش از 70 سند  بين‌المللي اعم از اعلاميه ،قطعنامه ،معاهده (کنوانسيون ،ميثاق ،قرارداد در سطح جهاني ومنطقه ي وجود دارد که از مهمترين ميتوان به موارد زير اشاره کرد :

  الف) صدور فرمان منشور كبير در انگلستان1215

در سال 1215 ميلادي انگلستان منشور کبير MANGA  CHARTA  رااعلام نمود .اگر چه ين سند تاريخي متضمن تعميم پاره ي از حقوق وآزاديها  بري عموم بود ولي ين عموم در قاموس حقوق فئودالي قرون وسطي شامل عده بخصوصي مي شد که عمدتا رعيا را شامل نمي شد، لکن از جهت تاريخي صرف تدوين ين منشور در آن دوره اختناق مهم برشمرده ميشود.

ب) اعلاميه استقلال امريكا  ومنشور حقوق بشر يالت ويرجينيي امريكا1776 

از جمله قوانيني که متضمن حميت از حقوق بشر مي باشدمنشور حقوق بشر يالت ويرجينيي امريكا وسير يالات مشابه مانند نيويورک مريلند وغيره است که در آنها به قواعد مهمي اشاره شده است در ماده  اول ين منشور آمده است "کليه ابني بشر  به حکم طبيعت آزاد ومستقل بوده وحقوق ذاتي خاصي دارند که نمي توانند طي هيچ قراردادي  فردي واجتماعي از آن محروم شوند. " همچنين  اعلاميه استقلال امريكا درسال  1776   مقررات مشابهي بري صيانت ازحقوق فردي واجتماعي انسانها پيش بيني نموده است. 

ج) حقوق اساسي ملتهي متحد امريکاومتمم هي قانون اساسي 1787

حقوق اساسي ملتهي متحد امريکا مصوب1787 و نيز متمم هي قانون اساسي آن  در زمينه محتوا وفلسفه دفاع از حقوق وآزاديهي فردي ومنطبق با نظريه حقوق فطري به گو نه ي تدوين وتصويب شده اند که مبتني بر اصالت ومحوريت حقوق فردي وجلوگيري از روند دخالت دولت در نقض حقوق بشر و تضمين آزاديها ي شهروندان استوار گرديده است .

     د) اعلاميه حقوق بشر و شهروندان فرانسه1789 

 اعلاميه حقوق بشر و شهروندان فرانسه مصوب 1789 وجوه مشترک زيادي با قوانين اساسي يالات متحده امريکا دارد  به موجب ماده اول ين اعلاميه "افراد بشر مساوي وآزاد به دنيا مي يند واز ين رو بالتبع بيستي  در تمام عمرخويش از آزادي ومساوات برخوردار باشند. " ودر مواد ديگر به حقوق انسانها که شامل آزادي فردي مالکيت شخصي تامين مالي وجاني وحق دفاع در مقابل ظلم وتعدي اشاره شده است. 

     ه)اعلاميه حقوق بشر1793 

اعلاميه حقوق بشر1793 وجوه مشترک زيادي با اعلاميه حقوق بشر و شهروندان فرانسه و قوانين اساسي يالات متحده امريکا دارد واز همان آرمانهيي سخن گفته که در ين موازين به آنها اشاره گرديد.

       و) اعلاميه حقوق بشر ومردم کشور (فرانسه) 1795

آرمانهي بکار رفته در ين اعلاميه بر گرفته از يده حميت از حقوق فردي ونيز آزادي واحترام به تماميت حقوق بشر است که توسط انديشمندان وحقوقدانان فرانسوي بري صيانت از حقوق انسانها وجلوگيري از تعدي حکومتها تدوين گرديد .

   ز)اعلاميه جهاني حقوق بشر 1948

اساسي ترين سند در رابطه با قانون حقوق بشر، اعلاميه جهاني حقوق بشرUDHR)) است که آنهم حاصل کار سازمان ملل متحد بوده است و در سال ١٩٤٨ در مجمع عمومي سازمان ملل متحد پذيرفته شده است. اعلاميه جهاني حقوق بشر استانداردهي مشترک بري پيشرفت همه انسان ها و همه ملت ها را تشريح       مي کند و بدينصورت در واقع ين سند مضمون منشور جهاني بودن آنرا علنا ً متذکر مي شود.

ح‌)         کنوانسيون منع و مجازات جرم نسل کشي مصوب1948

در مقدمه کنوانسيون آمده است :کنوانسيون حاضردولتهاي عضو، با شناخت به اينکه در تمام مراحل تاريخ، قتل عام تلفات بسيار سنگيني به جامعه انساني وارد کرده است. تائيد ميکنند، قتل عام چه در زمان صلح و يا چه در زمان جنگ يک جرم بين المللي محسوب ميشود و همچنين امضاکنندگان تعهد ميکنند که از آن جلوگيري نموده و مرتکبين را مجازات نمايند.

 

     ط)کنوانسيون اروپيي حميت از حقوق بشر و آزادي هي بنيادين1950

ين کنوانسيون را مي توان به عنوان آغاز تحول مهمي در توسعه حقوق بين‌المللي به شمار آورد زيرا اولين سندي بود که مرجع قضائي ويژه ي را بري موارد نقض حقوق بشر مصرح درکنوانسيون پيش بيني کرد.

    ي)کنوانسيون بين المللي محو همه اشکال تبعيض نژادي 1965  

 در مقدمه کنوانسيون آمده است :دولتهاي عضو اين ميثاق: با در نظر گرفتن منشور سازمان ملل مبني بر شناسائي حيثيت ذاتي و حقوق برابر براي همه انسانها، اعضاء دولتهي خود را متعهد مي دانند که با پيوستن به سازمان ملل جهت دستيابي و تحقق بخشيدن به اهداف آن و احترام و رعايت حقوق بشر و آزاديهاي اساسي در سطح جهان و براي همه انسانها، بدون در نظر گرفتن نژاد، جنس، زبان و دين است، همکاريهاي لازم را بعمل آورند.

ع) ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي1966

ميثاق بين المللي حقوق سياسي و مدني(ICCPR) مصوب  1966  ملت هيي را در بر مي گيرد که در تصويب و پيشبرد آن نقش داشته اند. ين پيمان تحت نظارت کميته حقوق بشر (HRC) است و بري حفظ حقوق زير است،بدون آنکه منحصر به ين موارد باشد:
1- حق زندگي کردن (ماده ٦)
2- حق آزادي و داشتن امنيت فردي (ماده ٩)
3- حق تساوي در برابر قانون (ماده ١٤)
4- حق تشکيل تجمع هي مسالمت آميز و انجمن ها (ماده ٢١ و ٢٢)
5- حق شرکت در فعاليت هي سياسي (ماده ٢٥)
5- حق حفظ زبان مادري و فرهنگ (ماده ٢٧)

    ل) ميثاق بين المللي حقوق اقتصادي ،‌اجتماعي و فرهنگي1966


پيمان جهاني حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي  ICESCR مصوب (١٩٦٦) يک قرار داد بين کشورها است تاملت هيي را که در تصويب و پيشبرد آن نقش داشته اند به هم پيوند مي دهد. ين پيمان تحت نظارت کميته حقوق اقتصادي اجتماعي و فرهنگي (CESCR) مي باشد و بري حفظ حقوق زير است، بدون آنکه منحصر به ين موارد باشد:
1- حق اشتغال (ماده ٦)
2- حق يجاد اتحاديه هي تجارتي (ماده ٨)
3- حق برخورداري از امنيت اجتماعي (ماده ٩)
4- استانداردهي کافي زندگي، شامل غذي کافي، مسکن، لباس، امکانات تحصيلي و سرويس هي بهداشتي (ماده ١١)
تا اواخر سال ٢٠٠١، تعداد ١٤٧ کشور ين قرارداد را تصويب نموده اند.

    م) کنفرانس حقوق بشر تهران 1968

 

در سال ۱۳۴۷ خورشيدي (ماه مه ۱۹۶۸) كنفرانس جهاني حقوق بشر به ميزباني يران توسط كشورهاي مختلف تشكيل شد، و براي ارزيابي وضعيت رعايت بيست ساله مفاد اعلاميه حقوق بشر مصوب ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ ، اعلاميه تهران را صادر نمودند. در اين اعلاميه با تاكيد بر اجراي كامل اعلاميه ۱۹۴۸، به لازم الاجرا بودن مفاد «ميثاق حقوق مدني و سياسي» و «ميثاق حقوق اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي»، كه مواد اعلاميه جهاني حقوق بشر را دقيق تر تشريح مي كنندتاکيد شده است .

 

فصل پنجم:بيانيه ها و رهنمودهي سازمان ملل متحد وديگر نهادها در رابطه با حقوق بشر


از سال ١٩٤٨
که اعلاميه جهاني حقوق بشر در سازمان ملل متحد به تصويب دول حاضر در سازمان رسيد  تاکنون  مصوبات بسيار زياديکه شامل اظهارنامه، رهنمود و بيانيه و... ميشوند واز طرفي جزء پيمان هي جهاني محسوب نمي شوند ودر اغلب اوقات توسط کشورها، تصويب هم نشده اند و تاثير قانوني آنهم چندان مشخص نيست در رابطه با حقوق بشر توسط مجمع عمومي سازمان ملل متحد شکل گرفته است. 
علاوه بر بيانيه ها، اعلاميه هيي با اهميت کمتري وجود دارد که ين اعلاميه ها اصول و يا راهبرد (رهنمود) ناميده مي شوند. از آنجا که نتيج مطلوب و تاثيرگذار ين بيانيه ها، اظهار نامه ها و رهنمودها مورد توجه مجمع عمومي سازمان ملل متحد است
.در عمل دولتها به صورت گزينشي وهوشيارانه با بررسي هي دقيق وگوناگون در الحاق به ين قواعد با احتياط کامل برخورد مي نميند ودر بسياري موارد وبر اساس حقوق بين الملل حق شرطهيي بري خود در موقع تصويب اعلام ومقرر مي دارند .تعدادي از ين قواعد  به همه بشريت وبرخي ديگر بري گروههي خاص اجتماعي (کودکان، زنان ،اقليتهاو......) تسري دارند.برخي از ين مقررات که شامل هر دو گروه مي باشند به قرار زير مي باشند:

   1- کنوانسيون مربوط به حقوق کودکان سال ١٩٥٩

   2-  کنوانسيون اروپيي حقوق بشر سال 1953  

    3- کنوانسيون آمريکيي حقوق بشر سال 1969  

    4- کنوانسيون حميت از معلولين سال١٩٧٥

     5- کنوانسيون ريشه کني کليه اشکال تبعيض عليه زنان سال 1979

    6- منشور آفريقيي حقوق بشر و مردم سال 1981

    7- کنوانسيون منع شکنجه و ديگر رفتار ها يا مجازاتهي ظالمانه ، غيرانساني يا خفت بار سال 1984 

    8- کنوانسيون حقوق کودک سال 1989 

            9- منشور اجتماعي اروپيي سال 1990

     10- اعلاميه اسلامى حقوق بشر سال 1990

    11- قانون حذف انواع خشونت عليه زنان سال ١٩٩٣

    12- بيانيه عليه نژاد پرستي، تبعيض نژادي٢٠٠١ سال

     13- بيانيه در رابطه با بيم حمله از بيگانگان و مسائل تحمل ناپذير سال ٢٠٠١

14- قطعنامه ٤٣/١٧٣ مجمع عمومي سازمان ملل متحد مصوب سال ١٩٨٨ بري حمايت همه افراد در هرگونه بازداشت يا زندان

15- بيانيه حقوق افراد متعلق به اقليتهي ملي نژادي مذهبي و زباني مورخ ۱۸ دسامبر ۱۹۹۲

16- قانون حميت از اقليت هي قومي و فرهنگي در سال ١٩٩٣

17- پروتکل اختياري کنوانسيون حذف کليه اشکال تبعيض عليه زنان مصوب    1999

از جمله گامهايى است كه در اين زمينه و در بيانيه هي حقوقي مختلفي متبلور شده است

 هرچند ناکامي سازمانهي حامي بشر که تعداد آنها به بيش از 120 ارگان مي رسد  در عمل باعث  بروز نابهنجاريهي کلاني در سطح جهان امروزي شده وبشر را با چالشهي مهمي مواجه ساخته اما رويکردواقبال ملتها ودولتها ميتواند زمينه مناسبي بري تحول تلقي گردد.لذا بيد حركتي فراتر از تييد مفاهيم و اصول، و تبديل حقوق بشر به حقيقتي زنده بري همگان، از سوي همه ملل صورت پذيرد. 

 

فصل ششم:گستره شمول قانوني،اجريي وجغرافييي موازين حقوق بشري

 

 الف )شمول قانوني موازين:

  در مجموع حقوق وآزادي هي بشر به  از منظر اجريي به سه دسته قابل تقسيم است :

دسته اول : اعلاميه ها وبيانيه هي مجامع بين‌المللي که فاقد الزام حقوقي بوده ودولتها حتي اگر آنها را اجرا کنند ناشي از رعيت نزاکت بين‌المللي يا مصلحت انديشي موقت آنها است.

 دسته دوم :حقوق اساسي وبنياديني هستند که رعيت آنها عام الشمول بوده ونقض آنها مجاز نمي باشد وقواعد موجود آن از سوي جامعه بين‌المللي به عنوان قواعد تخلف ناپذير به رسميت شناخته شده اند (ماده 53 عهدنامه 1969حقوق معاهدات )ونقض آنها واکنش مجامع جهاني حقوق بشري حتي شوري امنيت را به عنوان آخرين مرحله مي تواند در پي داشته باشد.

دسته سوم: به رغم الزامي بودن در سطح قواعد آمره نمي باشد در نتيجه حقوق اساسي بشر مقدم بر سير انواع حقوق بشر است.

 ب )گستره جغرافييي موازين :

موازين حقوق بشراز منظر گستره جغرافييي به دوبخش قابل تقسيم است :

دسته اول : موازين بين‌المللي موازيني است که از طريق مجامع جهاني همانند سازمان ملل متحد يا سير ارگانهي جهاني يا کنفرانسهي عمومي جهاني وضع ميگردد.  اعلاميه ها وبيانيه هي مجامع بين‌المللي عمدتااز ين دسته هستند مانند ميثاق حقوق مدني سياسي

دسته دوم :موازين منطقه ي  موازيني است که بلحاظ حرکت عمومي جهاني در مناطق مختلف جهان نيز به وضع مقررات به تناسب اوضاع آن منطقه مبادرت مي گردد مانند کنوانسيون اروپيي حميت از حقوق وآزاديهي بنيادين بشر  يا کنوانسيون امريکيي حقوق بشر  

ج ) گستره  شمول اجريي موازين :

معاهدات حقوق بشري که برخي از آنها الزام آور هستند وبرخي صرفا اعلامي ،از جهت گستره اجري آنها داري پوشش عام وخاص مي باشند 

موازين عام الشمول: موازيني هستند که همه اقشار وگروههي انساني ومطلق انسانها را در خود جي داده وبه گروههي خاصي نظر نداشته وبه حقوق همه انسانها صرف نظر از تعلقات عرضي مانند جنسيت ،مذهب،تابعيت ،نژاد و... مي پردازند اکثر موازين از ين قبيل مي باشند.

 موازين خاص الشمول: موازيني هستند که همه اقشار وگروههي انساني رادر خود جي نمي دهد وهدف آن حميت از يک گروه خاص اجتماعي مانند زنان  ،کودکان ، معلولين  ،کارگران ، مهاجران ، زندانيان  ،اسري جنگي يا اقليتهي نژادي قومي يا مذهبي است. کنوانسيون بين‌المللي  حقوق کودک و کنوانسيون بين‌الملل حقوق سياسي زنان از ين قبيل مي باشند.

 

 

منابع وماخذ

1- متن سخنراني دكتر ولايتي در سمينار شناخت و مباني حقوق بشر سيت رسمي دکتر وليتي

 2 - ديباچه اعلاميه جهاني حقوق بشر

3- حقوق بشر، جيمز نيکل ترجمه اميرغلامي سيت انديشه بيست و هشتم شهريور 1384

4 - حقوق بشر ،اندروفاگان عضو مرکز مطالعات حقوق بشر دانشگاه اِسِکس ترجمه امير غلامي سيت انديشه شهريور 1384

5- آشوري، داريوش، تعريفها و مفهوم فرهنگ، تهران ، مركز اسناد فرهنگي آسيا، 1357

6- روح‌الاميني، محمود، زمينه فرهنگ شناسي، تهران، انتشارات عطار 1372

 7 - دکتر عامر الزمالي،  قانون حقوق بشر، تحولات، محتوا و چالشهي درگيريهي معاصر

8 - سرلشکر سيد هاشم، مضمون تاريخي مبادي حقوق بشر،با دخل وتصرف

9- مقدمه علم حقوق ،دکتر ناصر کاتوزيان  1349

10 -کنگره بررسى مسائل اساسى حقوق بشر در جهان امروز،تاريخ ۲۱ /۹/ ۱۳۸۱ حسين فراست خواه

11- دکتر جعفر عبدالسلام ، مبادي قانون بين الملل

12- كوهن، كارل، دموكراسي، ترجمه فريبرز مجيدي، تهران، انتشارات خوارزمي، 1373

13-  مصطفي اعلايي،کنفرانس وين و نظارت بين المللي بر رعايت حقوق بشر؛  فصلنامه مطالعات سازمان ملل متحد، سال اول،  شماره 3و4، پاييز و زمستان 1375

14- دادگاه اروپايي حقوق بشر؛ساختاروصلاحيتهي جديد، دکتر طباطبايي، انديشه حقوقي سال اول

15- آزادي مذهب وعقيده در اسلام واسناد حقوق بشر محسن کديور همايش بين المللي حقوق بشر و گفتگوي تمدنها،تهران،16 ارديبهشت 1380

16- دكتر مهدي حائري يزدي‌، مقاله اسلام و اعلاميه حقوق بشر، سالنامه تشيع‌، سال چهارم‌، قم‌، 1341

17 - فريبا علاسوند حقوق بشر ورهيافتهي جهاني ماهنامه مطالعلت وتحقيقات زنان ابان 84

18-  دكتر مهدي حائري يزدي‌، مقاله اسلام و اعلاميه حقوق بشر، سالنامه تشيع‌، سال چهارم‌، قم‌، 1341

19- هوشنگ ناصرزاده، اعلاميه هاى جهانى حقوق بشر، بخش كنوانسيون ها، كنوانسيون 1951 ژنو

20-  سيت يک نهاد ملّي حقوق بشر  در يران امير مقامي ،دانشجوي حقوق، دانشگاه اصفهان

21- فرهنگ علوم سياسي غلامرضا علي بابائي ،بهمن آقائي نشر ويس 1365جلد اول                                            

22 - حقوق بشر –دکتر اسدالله مبشري، دفتر نشر فرهنگ اسلامي 1357حقوق بشر و هافت‏ها

23 - فروغ ابديت جعفر سبحاني دفتر نشر فرهنگ اسلامي 1378

24- دائره المعارف بريتانيكا 2004

25-  صليب سرخ، هلال احمر و حقوق بشردوستانه دكتر محمد طاهر كنعانى ،كتايون حسين نژاد سيت انديشه ارديبهشت   1384

26 – دكتر محمد صفدري حقوق بين الملل عمومي جلد سوم ، صفحه 234

27 – نادر ذوالعين ، مجله تحقيقات حقوقي ، شماره 15 ، از پائيز 73 تا تابستان 74 ، مقاله حمايت از حقوق اقليتها در حقوق بين الملل ، صفحه 440

28– دكتر محمد نصيري ، حقوق بين الملل خصوصي ، صفحه 82

29- جيگاه بشر در حقوق بين الملل معاصر دکتر هديت الله فلسفي مجله تحقيقات حقوقي شماره 35-36انتشارات دانشگاه شهيد بهشتي 1381 ص 9 به بعد با تلخيص و اضافات

 30- مباني توچيهي اخلاقي حقوق بشر معاصر  دکتر سيد محمد قاري سيد فاطمي ،مجله تحقيقات حقوقي شماره 35-36انتشارات دانشگاه شهيد بهشتي 1381 ص 111 به بعد با تلخيص و اضافات

31- تکاپوي جهان شمولي: تاملاتي بر حقوق بشر دکتر اردشير امير ارجمند مجله تحقيقات حقوقي شماره 21-22 نتشارات دانشگاه شهيد بهشتي 1377 ص287 به بعد با تلخيص و اضافات

32- ملل متحد وآرمان بشريت دکتر هديت الله فلسفي مجله تحقيقات حقوقي شماره 18 انتشارات دانشگاه شهيد بهشتي 1375 ص 244 به بعد با تلخيص و اضافات

33- حميت از حقوق اقليتها در حقوق بين الملل دکتر نادر ذوالعين  مجله تحقيقات حقوقي شماره 15 انتشارات دانشگاه شهيد بهشتي 1374 ص 437 به بعد با تلخيص و اضافات

34- مسئوليت دولتها در قبال نقض حقوق بشر نوشته آمپارو سان خوزه جيل ترجمه دکتر ابراهيم بيگ زاده مجله تحقيقات حقوقي شماره 29-30 انتشارات دانشگاه شهيد بهشتي 1379 ص 257 به بعد با تلخيص و اضافات

35-  جهان شمولي حقوق بشر وتنوع فرهنگي  نوشته هکتور گروس اسپيل ترجمه دکتر ابراهيم بيگ زاده مجله تحقيقات حقوقي شماره 38 انتشارات دانشگاه شهيد بهشتي 1382 ص 233 به بعد با تلخيص و اضافات

36- معاهدات حقوق بشري دکتر سيد محمد قاري سيد فاطمي ،مجله حقوقي شماره 28 اننتشارات دانشگاه دفتر خدمات حقوقي بين المللي1382 ص 5 به بعد با تلخيص و اضافات

37 - تعهد يک دولت به حميت از حقوق بشر http://humanrights-greenlaw.blogfa.com

 

38--http://esaconf.un.org/~review-women-violence/guests

39-http://esaconf.un.org/~review-women-violence/guests       
40-  Making Laws Work Week2: Monitoring State Compliance
united  nations  document , E/CN.4/SUD.2/85/pp.q-10 - 41

united  nations  document , E/CN.4/SUD.384/Rev.L.p.102. - 42